raspppoe.sys
دانلود فایل RASPPPOE.SYS
برای دانلود اینجا کلیک کنید
برای دانلود راست کلیک کرده و گزینه Save As Tareget را بزنید فایل را از حالت zip خارج کرده و در مسیر
c:\windows\system32\drivers به جای فایل قبلی جایگزین کنید
دانلود فایل RASPPPOE.SYS
برای دانلود اینجا کلیک کنید
برای دانلود راست کلیک کرده و گزینه Save As Tareget را بزنید فایل را از حالت zip خارج کرده و در مسیر
c:\windows\system32\drivers به جای فایل قبلی جایگزین کنید

ارزش زیادی در بلا ها وجود دارد چون تمام اشتباهات در آن از بین میرود
************************
ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد.این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.
پسر با خود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند.
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟حیرت آور است!من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است!وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهدداشت! نظر تو چیست پسرم؟
پسر حیران و گیج جواب داد:پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟
چطور میتوانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟
پدر گفت:پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند.
در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر می كنیم! الآن موقع این كار نیست!
به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!
فردا صبح ادیسون به خرابه ها نگاه کرد و گفت:
" ارزش زیادی در بلا ها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت. خدا را شکر که می توانیم از اول شروع کنیم."
منبع : http://numberology.ir/
اين نوبت از کسان به شما ناکسان رسيد...
هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد
هم رونق ِ زمان شما نيز بگذرد
وين بوم ِ محنت، از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشيان ِ شما نيز بگذرد
باد ِخزان ِ نکبت ِ ايام، ناگهان
بر باغ و بوستان شما نيز بگذرد
آب ِ اجل، که هست گلوگير ِ خاص و عام،
بر حلق و بر دهان شما نيز بگذرد
چون داد ِ عادلان به جهان در، بقا نکرد
بيداد ِ ظالمان ِ شما نيز بگذرد
در مملکت چو غرش شيران گذشت و رفت
اين عوعو سگان ِ شما نيز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نيز بگذرد
زين کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار، کاروان ِ شما نيز بگذرد
ای مفتخر به طالع ِ مسعود ِ خويشتن
تاثير ِ اختران ِ شما نيز بگذرد
اين نوبت از کسان به شما ناکسان رسيد
نوبت ز ناکسان ِ شما نيز بگذرد
بر تير جورتان ز تحمل سپر کنيم
تا سختی ِ کمان ِ شما نيز بگذرد
آبیست ايستاده در اين خانه، مال و جاه
اين آب ِ ناروان ِ شما نيز بگذرد
ای تو رَمه سپرده به چوپان ِ گرگ طبع
اين گرگی ِ شبان ِ شما نيز بگذرد
پيل ِ فنا، که شاه بقا مات ِ حکم اوست،
هم بر پيادگان ِ شما نيز بگذرد
سيف فرغانی
عطر نرگس ؛رقص باد ؛نغمه شوق پرستوهای شاد؛خلوت گرم کبوترهای مست ؛نرم نرمک میرسد اینک بهار...


مرتضي مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته اند :
از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :
چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند...
اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم
دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که
هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است مورد احترام است.
تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است
اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمیکند ،
بلکه سنگ است که بطرف او پرتاب میشود
و این نشانه یک جامعه مرده است
ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که :
متکلم هستند نه ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بیخبرتر .
منبع :goleroz_red@yahoo.com
موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن،
كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد

همگي
ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه
چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم .او با سر بزرگ متولد شد :
وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه
مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما بعد از چند ماه سر و بدن او به
اندازه هاي طبيعي بازگشت .
اوخیلی دیر زبان باز کرد:
یکی دیگر از مشهورترین جنبههای کودکی اینشتین این است که او خیلی دیرتر
از بچههای معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود اینشتین، او تا
سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر
از نه سالگی به سختی صحبت میکرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی اینشتین، و
گرایش او به بیتوجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود و در
مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی
همچون خدمه منزل اینشتین او را کند ذهن بدانند. البته در زندگی اینشتین،
این اولین و آخرین باری نبود که چنین انگها و نظرات آسیب شناسانهای به
او نسبت داده میشد.
حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود نبود :
مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما
براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از
بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش
براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه هاي كوچك بود.یا
بطور مثال انیشتین سرعت صوت را از حفظ نمیدانست و وقتی از وی دراین مورد
سوال میکردند میگفت اینها چیزهایی است که همه آنرا میدانند پس من وقتم را
برای دانستن آنها تلف نمیکنم!
او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود :
انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث
تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز
هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.
به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد.
به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي
بينّند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.
او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد
درسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه
تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.
در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده،
مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او
گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين
سوالات را در خود آحساس نمي كرد.علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت :
انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي
شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش
ادامه داشت.
علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد،
او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول
واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟
او فقط يكبار رانندگي كرد :
انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد
اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه
هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.
انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن
سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و
در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي
توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.
او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي
از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در
آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود
كردند.
در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من
نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه
راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.الهام گر او يك
قطب نما بود :
انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود.
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را
درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت
علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند .
راز نهفته در نبوغ او :
بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد.
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه
تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان
فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين
متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات
هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به
شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را
بايكديگر فراهم مي سازد.
علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه
آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات
است.
منبع: مجله اینترنتی مبین
http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/Archive/1071.htm?
در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم
در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود
در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند
در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن
در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود آن را می سازد
در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم
در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند
در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است
در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب
در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید
در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را كه میل دارد نیز بخورد
در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است
در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد و كمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود
در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است
در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست

گارسیا ماکز (نویسنده معروف کلمبیایی و برنده جایزه نوبل در ادبیات)
مطلب از خانم زینب شاطرزاده
قایم موشک
روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند
آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند
متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.
او باید تا ۱۰۰ میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
همه پنهان شدند الا نیوتون …
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد.
دقیقا در مقابل انشتین.
انشتین شمرد ۹۷,۹۸,۹۹,۱۰۰
او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش
ایستاده.
انشتین فریاد زد نیوتون بیرون( ساک ساک) نیوتون بیرون( ساک ساک).
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم.
تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن
تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست…
نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام…
که منو نیتون بر متر مربع میکنه
از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشد
بنابراین من پاسکالم پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال ساک ساک).
فرمان

من به دنبال منم
آن من زندانی تن
آن منی کز تن خود می رنجد
آن که هر لحظه و آن با تن خود می جنگد
من به دنبال منم
آن من سرد و کدر
آن منی کز رخ سرمای تنش میترسد
آن که با هر وزش باد به خود می لرزد
من به دنبال منم
آن من غمگین و کسل
آن منی کز غم خود می نالد
آن که پیشانی خود را سر سجده به زمین می ساید
من به دنبال منم
تا بیابم من گمگشته ی خود را به جهان
تا رهایش کنم از حد زبان
من هنوزم پی زندان منم

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا جمعیتی مطابق با یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.
اگر تاکنون از آسیبهاى جنگ،
تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه،
یا گرسنگى در امان بودهاید،
وضعیت شما از وضعیت ٥٠٠ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر میتوانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،
اگر کفش و لباس دارید،
اگر تختخواب و سرپناهى دارید،
در این صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.
اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیبتان پول دارید،
شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید.
اگر شما این نوشته را میخوانید، از سه خوشبختى بهرهمند هستید:
1- یک کسى به فکر شما بوده است.
2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.
3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.
به قولی :
طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید،
طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشدهاید،
طورى برقصید که انگار هیچکس شما را نمیبیند،
طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمیشنود،
و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت جاودانه است.
تست هوش -سوالات عجیب و جوابهای باور نکردنی
بعضی سوختن ها جوری هستند که تو امروز میسوزی، اما فردا دردش را حس میکنی، داستان کیفیت زندگی و رشد آدمها در جاهایی که جهان سوم نامیده میشوند، مثل همین جور سوزش هاست. از هر دوره که میگذری، میسوزی و در دوره ی بعد دردش را میفهمی!
شادی ها و دغدغه های کودکی ما :
در همان گوشه دنیا که جهان سوم نامیده میشود، شادی های کودکی ما درجه سه است، ولی دغدغه های ما جدی و درجه یک، شادی کودکیمان این است که کلکسیون پوست آدامس جمع کنیم، یا بگردیم و چرخ دوچرخه ای پیدا کنیم و با چوبی آن را برانیم، توپ پلاستیکی دو پوسته ای داشته باشیم و با آجر دروازه درست کنیم و در کوچه های خاکی فوتبال بازی کنیم، اما دغدغه هایمان ترسناک تر بود، اینکه نکند موشکی یا بمبی، فردا صبح را از تقویم زندگی ات خط بزند و تو را از آینده ناكامت كند!
از دیفتری میترسیدیم، از وبا، از جنون گاوی، مدرسه، دغدغه ما بود، خودکار بین انگشتان دستمان که تلافی حرفهای دیروز صاحبخانه به معلممان بود، تکلیفهای حجیم عید، یا کتابهایی که پنجاه سال بود بابا در آنها آب و انار میداد!
شادی ها و دغدغه های نوجوانی ما :
دوره ای که ذاتا بحرانی بود و بحران جهان سوم بودن هم به آن اضافه شده، در این دوره شادی هایمان جنس ممنوعی دارند، اینکه موقتی عاشق شوی، دوست داشتن را امتحان کنی، اینکه لبت را با لبی آشنا کنی، اما همه این شادی ها را در ذهنمان برگذار میکردیم، در خیالمان عاشق میشویم، همخوابه میشویم، میبوسیم، کلا زندگی یک نفره ای داریم با فکری دو نفره، این میشد که یاد بگیریم جهان سومی شادی کنیم، به جای اینکه دست در دست دخترک بگذاریم، با نگاهی مسموم تشویش را در او زنده می کردیم، برای آنكه با او قدم نزنیم بدنبالش راه می افتادیم، یا به جای اینکه نگوییم دوستت دارم می گفتیم امروز خانه خالی دارم!
در عوض دغدغه هایمان بازهم جدی هستند، اینکه از امروز که 15 سال داری، باید مثل یک مرتاض روی کتابهای میخی مدرسه ات دراز بکشی و تا بیست و چهار سالگی همانجا بمانی، بترسی از این که قرار است چند صفحه پر از سوالات چهار گزینه ای، آینده ی تو، شغل تو، همسر تو و لقب تو را تعیین کند، تو فقط سه ساعت برای همه اینها فرصت داری و بس!
شادی ها و دغدغه های جوانی ما :
شادی ها کمرنگ تر میشود و دغدغه ها پررنگ تر، شاید هم این باشد که شادی هایت هم، شکل دغدغه به خودشان میگیرند، مثلا شادی تو این است که روزی خانه و ماشین میخری، اما رسیدن به این شادی ها برایت دغدغه میشود، رسیدن به آنها برای تو هدف میشود، هدفی که حتما باید جهان سومی باشی که آنرا داشته باشی، و هیج جای دیگر برای کسی هدف نیستند.
معبارهای آدم خوب بودن جهان سومی هم دغدغه تو میشود، اینکه سر پا مثانه را خالی کنی یا نشسته، اینکه موهای کجای بدنت را میتراشی و کجا را نمیتراشی، و میترسی از اینکه نکند کسی قبل از خدا، تو را در این دنیا محاکمه کند.
بعضی از شادی هایت غیر انسانی میشود، با پول شهوتت را میخری، با گردی سفید مست میشوی ولی نه با شراب، با دود دغدغه هایت را کمرنگ تر میکنی و هستی ات را غبار آلود می سازی.
اگر جهان سومی باشی، استاندارد و مقیاس های تمام اجزای زندگی تو، جهان سومی میشود، اینکه در سال چند بار لبخند میزنی، در روز چند بار گریه میکنی، راهی که تو را به بهشت و جهنم میرساند، و حتی جنس خدای تو هم جهان سومیست.
در این دنیای عجیب، دیدن دست برهنه یک زن هم میتواند براحتی تو را خطاکار کند و قلبت را به تپش وادارد، در این دنیا سلام به غریبه و بی دلیل، نشانه دیوانگیست، لبخند بی جای زن هم دلیل فاحشگی اوست!
در این جهان سوم، کسی را نداری که به تو بگوید چقدر مسواک و خمیردندان، واکسن، بوسیدن، خندیدن، رقصیدن خوب هستند، اینکه آینده خوب را خودت باید رقم بزنی و کسی قرار نیست برای این کار به تو کمک بکند، و اینکه همیشه جهان اول، طاعون جهان سوم نیست.
گاهی فکر میکنی که به سرزمین جهان اولی ها مهاجرت کنی تا از جهان سومی بودن رها شوی، اما میفهمی که با مهاجرتت شادی ها، دغدغه ها، جهان بینی، خدا و معیارهایت هم با تو سفر میکنند، گاهی میمانی که این جهان سوم است که کیفیت تو را تعیین میکند یا اینکه تو با افكارت جهان سوم را درست میکنی؟
متافيزيك از ريشهي «متافيزيكاس» كه يك كلمهي يوناني ميباشد، گرفته شده است. كلمـهي متافيزيكـاس از دو بخش «متا» بهمعناي «تغيير» و «فيزيكاس» بهمعنـاي طبيعت تشـكيل شدهاست. برخي نيز متافيزيك را از ريشهي يوناني «متاتافوسيكا» دانستهاند كه با حذف حرف اضافه «تا» و تبديل «فوسيكا» به «فيزيك» بهصورت متافيزيك درآمده است.
در حال حاضر لغت متافيزيك از پيشوند «متا» بهمعناي وراء، فرا، ماوراء، بعد و پشـت و كلمـهي «فيزيـك» بهمعنـاي طبيعـت تشـكيل شده است. منظور از طبيعت، دنيايي است كه در حال حاضر، در آن زندگي كرده، آن را احسـاس و ادراك مينماييم. پس متافيزيك بهمعناي ماوراءالطبيعه، مابعدالطبيعه و يا فوقطبيعت است و شامل بخـشهـايي از جهان بيكران هستي و موجوداتي ميشود، كه از حوزهي ادراك حـواس پنجگانهي ظاهري ما خارج است.
با مغزتان کوهها را جابجا کنید!

سلام!
توضیح: نوشته زیر ترجمه آزادی از بعضی بخشهای مقالهای با همین نام در نیویورک تایمز است.
آیا هنوز با موس، کیبرد و یا جویستیک ویدئو گیم را بازی میکنید؟ شاید زمان آن فرا رسیده باشد که دیگر از نیروی مغز و فکر خود برای بازی کردن استفاده کنید!
هِدسِتهای جدید سیگنال الکتریکی مغز را به اضافه حرکات عضلات چهره را دریافت میکند و آنرا به شکل دستورات روی مونیتور کامپیوتر ترجمه میکند که در نتیجه شخص میتواند تنها با فکر کردن کارسور روی صفحه مانیتور را حرکت دهد.
این هِدسِت در واقع نمونهای از نتایج تحقیقات در زمینه تبادل مغز و کامپیوتر (Brain-Computer Interface (BCI)) است که اساسا با آزمایشات روی میمونها شروع شد به این طریق که الکترودهایی را در مغز میمون با جراحی میگذارند و بعد میمون را تربیت میکنند که یک دست مصنوعی را توسط فکر کردن به حرکت در آورند.
برای اینکه فرد بهتر یاد بگیرد که چگونه با فکر کردن چیزی را به حرکت در آورد، این هِدسِتها با یک گیم کامپیوتری میآیند که در آن شخص میبایست که یک کوه مجازی روی کامپیوتر را به حرکت در آورد. برای این کار فرد میبایست که ذهنش را خالی کند و بعد حدود 30 الی 40 ثانیه فقط تمرکز کند و پس از یک دو مرتبه تمرین میتواند که کوه مجازی را با فکر کردن به حرکت درآورد.
نکتهای که شاید برای دانشجویانی که روی امواج مغزی (EEG) کار میکنند، جالب باشد اینست که معمولا سیگنالهای مربوط به حرکت عضلات چهره مابین امواج EEG به عنوان نویز تلقی شده و سعی میشود که حذف شوند. ولی این هِدسِتها هدفشان خواندن امواج EEG برای تشخیص بیماری و غیره نیست بلکه هدفشان تنها گرفتن سیگنالی است که بتواند یک شیئ را حرکت دهد. بنابراین این هِدسِتها در واقع از ترکیب سیگنالهای نویز عضله و امواج EEG استفاده میکنند.
ناگفته نماند که هدف این تحقیقات بازی ویدئویی بدون دست نیست؛ بلکه هدف ایجاد وسیلهای است برای کسانی که فلج هستند و یا قطع عضو دارند، که توسط آن بتوانند به زندگی نرمال برگردند.

پیش از آن که اهورامزدا جهان مادی بیافریند ، عالم روحانی را که آن را عالم فروهر گویند ، آفرید .یعنی آن چه بایستی هیئت مادی به خود بگیرد.از پیش صورت معنوی یا فروهر آن آفریده شده است واز روی صور عالم فروهر ترکیب جسمانی پذیرفته ، به جهان در آمدند .
● سوشیانت موعود زرتشت و مقایسه آن با موعود ادیان بزرگ ( یهود، مسیحیت، اسلام)در این باب نیز بهتر است گفته شود که دین شناسی تطبیقی در دو مورد به کار می رود
قبل از ازدواج ؛ بعد از ازدواج
قبل از ازدواج
مرد: آره، ديگه نمیتونم بيش از اين منتظر بمونم
زن: میخواهى من از پيشت برم؟
مرد: نه! فکرش را هم نکن
زن: منو دوست داری؟
مرد: البته!
زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟
مرد: نه! چرا چنين سوالى میکنی؟
زن: منو مسافرت میبری؟
مرد: مرتب!
زن: آيا منو میزنی؟
مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم !
زن: میتونم بهت اعتماد کنم؟
.
.
.
: بعد از ازدواج
متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد !!!

نويسنده: حسین لطیفی
پژوهش و بررسى چگونگى سير فلسفه و علوم، در تمدن اسلام نشان مى دهد كه از ديرباز، حكمت يونانى دانشمندان اسلامى را به سوى خود كشانده و سبب پيدايش آراء و مكتبهاى گوناگون گرديده است. بازتاب انديشه هاى خردمندان يونان از تمامى زوايا و رويه هاى تاريخ گذشته است و با گذر از دوره اى به دوره ديگر، روح و روان هر جوينده علم و حكمت را به جنبش واداشته و ذهن او را آماده نوآورى و آفرينندگى كرده است.
در چشم انداز گسترده علم و حكمت، نام بلند و پرآوازه ارسطو، حكيم نامى يونان، به همراه آثار گرانقدر او، قلّه بلندى را مى ماند كه توانسته است در طول هزاران سال گذشته با جارى ساختن جويبار انديشه و حكمت، اين دشت بيكران را سيراب كند.
بعد از ترجمه كتابها و رساله هاى ارسطو، در جهان اسلام، كم تر كتاب و نگارشى در قلمرو فلسفه پديد آمده است كه در تولد و شكل گيرى خود، از اثرپذيرى مستقيم و غير مستقيم آنها بر كنار مانده باشد. به همين دليل است كه به هنگام مطالعه متنهاى فلسفى هر فيلسوفى، همواره اثرگذارى جاودانه آثار و انديشه ارسطو در خور حس است.
در اين نوشتار، نویسنده سعی کرده است تا ضمن بررسی تاثیرات ارسو بر اندیشه ابن سینا موارد اختلاف این دو فیلسوف بزرگ یونان و ایران را در سه شاخه طبیعیات، علم النفس و الهیات مورد توجه قرار دهد.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:
● مقدمه
1. نهضت ترجمه
2. چگونگى راهيابى آثار ارسطو به جهان اسلام
3. چگونگى پذيرش آراى ارسطو
● طبیعیات
فن سماع طبيعى
حركت و گونه هاى آن
زمان و مكان
ماده و صورت
● علم النفس
پيوند نفس و بدن
بقاى نفس
اقسام و مراتب نفس
علم نفس به خود
تعقّل معقولات
اتحاد عاقل و معقول
● الهيّات(مابعد الطبيعه)
خدا، واجب الوجود
علم واجب الوجود به كليات و جزئيات
عالَم، قديم حادث است
علّتهاى چهارگانه
دانلود کتاب:
لينک دانلود (نسخه الکترونيکي با حجم کمتر از يک مگابايت)
براي دانلود، روي لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.

دنیا دو روز است !
آنروز که با توست ، مغرور مباش
و آنروز که علیه توست ، صبور باش
هر دو پایان پذیرند
امام علی (ع)
اختصاص شيخ مفيد: ص 213، س 7، بحارالأنوار: ج 37، ص 150، ح 15.
چرا شيعيان نماز را در سه وقت
مي خوانند؟
سوال:
ما شیعه ها چرا نماز را سه وقت می خوانیم در حالی که در قرآن پنج وقت امر شده علت نخواندن پنج وقت چیه؟
پاسخ:
برای پرداختن به این که ما شیعیان چرا در سه وقت نماز می خوانیم، ابتدا لازم است اوقات نماز را بشناسیم.
اوقات نمازهای پنج گانه:
معیار در اوقات نماز، طلوع و غروب خورشید است بر این اساس:
اول وقت نماز صبح، زمانی است که شب به پایان رسیده و سفیدیی که در طرف مشرق در آسمان رو به بالا حرکت می کند کم کم پهن و گسترده شود و آخر وقت نماز صبح موقعی است که آفتاب بیرون می آید.[1] در این زمان وقت نماز صبح به پایان رسیده و نماز صبح قضاء می شود.[1]
در مورد نمازهاى ظهر و عصر و نمازهاى مغرب و عشا این است كه هر يك از نمازهاى ظهر و عصر و نمازهاى مغرب و عشا، يك وقت خاص دارند و يك وقت مشترك:
وقت خاص نماز ظهر، از آغاز ظهر شرعى ( وقت زوال ) است تا مقدار زمانى كه چهار ركعت نماز خوانده مى شود، در اين مدت محدود تنها نماز ظهر را مى توان بجاآورد.
وقت خاص نماز عصر، زمانى است كه از آن لحظه تا وقت غروب، تنها به اندازه مدت خواندن نماز عصر فرصت باشد.
وقـت مشترك بين دو نماز ظهر و عصر، از انتهاى وقت خاص نماز ظهر،تا ابتداى وقت خاص نماز عصر است. در تمام اين وقت مشترك مى توانيم نماز ظهر و عصر را با هم و بدون فاصله بخوانيم.
وقـت خـاص نـماز مغرب، از آغاز مغرب شرعى است تا مقدار زمانى كه سه ركعت نمازخوانده شود و در اين مدت محدود، تنها نماز مغرب را مى توان ادا نمود
وقـت خاص نماز عشا، زمانى است كه از آن لحظه تا نيمه شب شرعى، تنها به اندازه خواندن نماز عشا فرصت باشد. در اين مدت كوتاه، تنها نماز عشا را مى توانيم بجا آوريم .
وقـت مشترك بين دو نماز مغرب و عشا، از انتهاى وقت خاص نماز مغرب تا ابتداى وقت خاص نماز عشا ادامه دارد. در طول اين مدت مشترك، مى توانيم نماز مغرب و عشا را با هم و بدون فاصله بـخـوانـيم.
ولى اهل تسنن معتقدند: از اول ظهر شرعى ( وقت زوال )تا آنگاه كه سايه هر چيز بـه انـدازه خـود آن چـيـز گـردد به نماز ظهر اختصاص دارد و نبايد نماز عصر , در اين مدت خوانده شود و از آن پس تا موقع مغرب به نماز عصر اختصاص دارد و نمى توان نماز ظهر را در آن وقت بجا آورداز اول غروب تا هنگام زوال شفق ازمغرب، به نماز مغرب اختصاص دارد و نبايد نماز عشا در اين مدت خوانده شود و از هـنـگـام زوال شـفق از مغرب تا نيمه شب شرعى،به نماز عشا اختصاص دارد ونمى توان نماز مغرب را در آن وقت بجا آورد .
نتيجه اين كه: بنابر نظريه شيعه، پس از فرا رسيدن ظهر شرعى، مى توانيم نمازظهر را بخوانيم و بـلافـاصـله به خواندن نماز عصر بپردازيم، يا نماز ظهر را تانزديك اول وقت خاص نماز عصر، به تـاخير اندازيم بگونه اى كه نماز ظهر را پيش ازفرا رسيدن وقت خاص نماز عصر به پايان رسانيم و سـپـس نـماز عصر را بخوانيم و بدين سان، بين نماز ظهر و عصر، جمع نماييم، گرچه مستحب است نماز ظهر را پس اززوال و نماز عصر را هنگامى كه سايه هر چيز به اندازه خود آن گردد، بجا آوريم. هـم چنين مى توانيم به هنگام فرارسيدن مغرب شرعى،نماز مغرب را ادا نماييم وبلافاصله پس از آن، به خواندن نماز عشا بپردازيم و يا نماز مغرب را تا نزديك وقت خاص نماز عشا به تاخير اندازيم بـطـورى كـه نـماز مغرب را پيش از فرا رسيدن وقت خاص نماز عشا، به پايان رسانيم و سپس به خواندن نماز عشا مبادرت ورزيم و بدين سان، بين نماز مغرب و عشا جمع كنيم، گرچه مستحب است نماز مغرب را پس از مغرب شرعى و نماز عشا را بعد از زوال شفق از جانب مغرب بجا آوريم. ايـن بود نظريه شيعه،ليكن اهل سنت، جمع بين دو نماز ظهر و عصر و يا دو نمازمغرب و عشا به اين نحو را بطور مطلق در همه جا و همه وقت، جايز نمى دانند. بنابراين،محل بحث، عبارت است از جمع ميان دو نماز در همه زمان ها و مكان ها، بطورى كه هر دو نماز , در وقت يكى از آنها ادا شود.
نقطۀ اشتراک و افتراق:
الف- جمع بین دو نماز مزدلفه وعرفه[1]: همه فقها جمع بین این دو نماز را افضل می دانند چه شیعه و چه سنی.
ب- جمع بین دو نماز در سفر: بیشتر فقهاء اهل سنت (جز ابو حنیفه و حسن و نخعی) قائل به جواز جمع بین دو نماز در سفر هستند.[1].
ج- جمع بین دو نماز در غیر سفر به خاطر عذر: که مشهور جواز جمع بین مغرب و عشاء را قائل هستند فقط ابوحنیفه جمع را مطلقا جایز ندانسته است مگر در حج در عرفه و مزدلفه.
د- جمع بین دو نماز اختیاراً: علماء امامیه اتفاق نظر دارند که این مسئله جایز است اگر چه جدا خواندن بهتر است خوب در این چهار مسئله در سه مسئله نظر شیعه با اهل سنت موافق است (جز ابوحنیفه که با نظر بقیه فقها در دو مسئله مخالف بود) و در مسئله چهارم اختلاف نظر دارد و جمع را واجب نمی داند.
اما این که این کار ما حجیّت شرعی دارد یا نه، سوالی است که آیات و روایات به آن پاسخ می دهند.
دلائل جواز نماز در اوقات سه گانه:
الف- قرآن:
هرچند قرآن کریم در موارد متعددی[2] از اصل وجوب نماز بحث کرده وبه جزئیات نپداخته ولی در مورد اوقات نماز می فرماید: نماز را از زوال خورشید (هنگام ظهر) تا نهایت تاریکی شب ( نیمه شب) برپا دار؛ و همچنین قرآن فجر (نماز صبح) را؛ چرا که قرآن فجر، مشهود (فرشتگان شب و روز) است.[3] بنابراین در قرآن کریم سه وقت برای نماز ذکر شده است نه پنج وقت[4]
ب- سنت:
1- در روایتی آمده است که پیامبر اکرم (ص) بین نماز ظهر و عصر جمع کرد. و همینطور بین نماز مغرب و عشاء.از او در این مورد پرسیدند فرمود: اینگونه عمل کردم تا حرج و مشقت بر امتم نباشد[5].
2- همچنین نقل شده است که پیامبر جمع بین ظهر و عصر و مغرب و عشاء کرد. در حالی که نه خوف و نه سفری در کار بود.[6]
3- امام صادق علیه السلام میفرماید: هنگامی که خورشید به حد زوال رسید وقت نماز ظهر وعصر فرا میرسد؛ جز آنکه نماز ظهر قبل از نماز عصر انجام میگیرد. آنگاه تو آزادی که آن دو را در هر وقتی خواستی بخوانی تا زمانی که خورشید غروب کند.[7]
4- امام باقر علیه السلام میفرماید: آنگاه که خورشید از وسط آسمان رد شد وقت انجام دادن نماز ظهر و عصر فرا میرسد و آنگاه که خورشید غروب کرد هنگام انجام نماز مغرب و عشاء خواهد بود.[8]
5- مـسـلم روايت مى كند پـيـامـبر گرامى جمع بين نمازها را در مسافرت خود در غزوه تبوك انجام داد وبين نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا جمع نمود . سـعـيد بن جبير مى گويد: از ابن عباس سبب آن را پرسيدم ؟ گفت : پيامبر مى خواست كه امت خود را در رنج و سختى نيندازد.[9]
و البته روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص) و علمای اهل سنت در جواز جمع بین دو نماز حتی در غیر سفر و خطر وارد شده است.[10]
جمع بندی بحث: مسلما خواندن نماز در پنج نوبت افضل است، ولي برخلاف ديدگاه اهل سنت اين مسأله واجب نيست. سبب اختلاف در اوقات نمازها، اختلاف در طريق اخذ احكام است؛ زيرا مطابق رواياتي كه از ائمه اهلبيت(ع) رسيده، و همچنين بر طبق اطلاق آيه شريفه «اَقم الصلاة لدلوك الشمس الي غسق الليل» وقت نماز ظهر و عصر از اول ظهر شرعي تا غروب آفتاب است و در تمام اين وقت خواندن نماز ظهر و عصر پشت سر هم يا با فاصله جايز است. ولي براي هر يك از ظهر و عصر يك وقت فضيلت است كه خواندن نماز در اوقات فضيلت خودشان مستحب است. وقت فضيلت نماز ظهر از اوّل ظهر است تا وقتي كه سايه شاخص بعد از ظهر به اندازه «دو هفتم» خودش اضافه شود و فضيلت عصر هنگامي است كه سايه شاخص به اندازه خودش اضافه شود و اگر كسي در اول ظهر نافله ظهر و نماز ظهر را بخواند بهتر است بلافاصله نماز عصر و نافله آن را بخواند.طبق روايات رسول خدا و اهل بيت(ع) مستحب است نمازهاي يوميه در پنج وعده خوانده شود ولي با هم خواندن هم جايز است. اختلاف شيعيان با اهل تسنن بر سر جواز اين مسأله است؛ يعني، آنها مي گويند ظهر و عصر و مغرب و عشا جايز نيست با هم خوانده شود ولي شيعيان مي گويند جايز است، گرچه مستحب در جدا خواندن است.
------------------------------------------
[1] اقتباس از سؤال 532 (سایت: ۵۸۰).
[2] قرآن کریم در 82 آیه از مسئله نماز یاد می کند، مثل آیات 3، 43، 45، 83 بقره و بقره، 110، 125، 153، 177، 238، 277 و سوره های دیگر قرآن.
[3] أَقِمِ الصلَوةَ لِدُلُوکِ الشمْسِ إِلی غَسقِ الَّیْلِ وَ قُرْءَانَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْءَانَ الْفَجْرِ کانَ مَشهُوداً؛ سوره الاسراء آیه 78، اقتباس از سؤال 2083 (سایت: ۲۱۳۴).
[4] .نک، القرطبی، محمد بن رشد، بدایه المجتهد، ج 1، ص 170، تحت عنوان الفعل الثانی فی الجمع و ص 173-174، همان ج 2، ص 374 ، دار المعرفة ، بیروت 1403 ه ق؛ صحیح مسلم، ج 4 ،ص 39 –42، باب حجه النبی (ص)، دار الاحیاء التراث العربی، بیروت؛ الشوکانی، محمد بن علی بن محمد، نیل الاوطار، ج 3، ص 213، دار الکتب العلمیة، بیروت. تفسیر کبیر، ج 21، ص 27.
[5]«جمع النبیصلی الله علیه و آله و سلم بین الظهر و العصر وبین المغرب و العشاء فقیل له فی ذلک فقال صنعت هذا لئلا تحرج أمتی» شرح زرقانی بر موطأ مالک، ج 1 ، باب جمع بین دو نماز در حضر و سفر، ص 294.
[6] النووی، ابوزکریا، شرح صحیح مسلم النووی، ج 5، ص 213-218، باب الجمع بین الصلوتین فی الحضر، دار القلم، بیروت، 1407 ه ق.
[7] «إذا زالت الشمس فقد دخل وقت الظهر و العصر جمیعا إلا ان هذه قبل هذه، ثم أنت فی وقت منهما جمیعا حتی تغیب الشمس» وسائل الشیعه:ج4، أبواب مواقیت، باب 4، روایت 4 و 6. نرم افزار جامع الاحادیث.
[8] «إذا زالت الشمس دخل الوقتان الظهر و العصر و إذا غابت الشمس دخل الوقتان المغرب والعشاء الآخره» وسائلالشيعة ج 4 ، ص183 باب 17- همان ج : 4 ص : 126 أبواب مواقیت، باب 4، روایت 1. نرم افزار جامع الاحادیث.
[9] ان رسول اللّه - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - جمع بين الصلاه فى سفره سافرها فى غزوه تبوك فجمع بين الظهر و العصر , و المغرب و العشاء . قال سعيد :فقلت لابن عباس : ما حمله على ذلك ؟ قال : اراد ان لا يحرج امته . الصراط المستقيم، ج : 3 ، ص : 291 چاپ : انتشارات كتابخانه حيدريه، نجف اشرف، نوبت چاپ : اول، سال انتشار : 1384 هجرى
[10]نک، سبحانی، جعفر، الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف علامه جعفر سبحانی، جزء اول (ج اول)، بحث الجمع بین الصلوتین، ص 275 -322، موسسة الامام الصادق (ع)، چاپ اول، قم، 1381 ه ش.

نويسنده: فاطمه جان احمدى
در اين کتاب نگارنده تلاش دارد تا ضمن معرفى هرچه بهتر و دقيق تر نهضت بزرگ علمى جهان اسلام - نهضت ترجمه - تلاش هاى راستين محققان طراز اول و دانشوران سازنده آن دوره را بيان نمايد. در اين عرصه به برخى ويژگى هاى فرهنگى عصر زرين فرهنگ و تمدن اسلامى نيز اشاره خواهد شد.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:
● حركت علمى مسلمانان در قرون نخستين اسلامى
● نهضت ترجمه در عصر طلايى عباسيان
● معرفى ادوار نهضت ترجمه در عصر عباسيان
● نهضت ترجمه در اندلس
● دلايل توجه مسلمانان به ترجمه
● روش هاى ترجمه كتاب
● نتايج و پيامدهاى نهضت ترجمه
دانلود کتاب:
لينک دانلود (نسخه الکترونيکي با حجم کمتر از يک مگابايت)
براي دانلود، روي لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.
تزیین دیوار ها با کاغذ دیواری هوشمند

برای تنظیم نور اتاق ها و منازل خود چه تدابیری می اندیشید؟! سلایق افراد متفاوت است. عده ای فضای روشن و عده ای دیگر فضای تاریک را می پسندند. یک طراح ماهر به نام آقای Jonas Samson
موفق به طراحی نوعی دستگاه تولید کننده طرح های کاغذ دیواری فانتزی برای محیط های نسبتا تاریک شد. از این پس می توانید برای تزئیین و تنظیم نور اتاق های پذیرایی خود از این دستگاه هوشمند با طر ح های زیبای آن استفاده کنید. طرح کاغذ دیواری های موجود در این دستگاه نیز قابل تغییر بوده و علاوه بر جذابیت بی شک برق مصرفی کمتری نسبت به لوسر های مجلل خواهد داشت. از قیمت تمام شده این محصول خبری در دسترس نیست اما به زودی می توانید سراغ آن را در مغازه های فروش اقلام فانتزی منزل بگیرید.
منبع Engadget
پلیور مخصوص کار با لپ تاپ

اگر شما هم مثل من از دست هرچی آنتی ویروسه خسته شدید و دیگر تحمل به روز رسانی ها و ارتقا دادن ورژن هایشان را ندارید می توانید برای حفظ امنیت اطلاعات خود در محیط های نا امن از این روش استفاده کنید. نیاز به توضیح ندارد. خوشبختانه همه چیز واضح است. کافیست کمی مهارت بافتنی داشته باشید تا این پلیور زیبا را برای لپ تاپ خود تهیه کنید. به نظر من با این روش شاید امنیت داده هایمان تضمین شود اما ممکن است امنیت جانی خودمان به خطر افتد!
قرار است ایران این شکلی شود!

اما نکته ها:
- اگر دقت کنید، نام ایران به «پرشیا» که همان نام باستانی است ثبت شده و البته حتی نام جدید آن هم آمده و «ایرانستان» خوانده شده است. قرار است از جنوب شرقی ایران کم شده و از جنوب غربی پاکستان هم همین طور، که کشوری تازه به نام، «بلوچستان» ساخته شود. افغانستان هم کمی می بخشد و شرمنده، اما چین هم باید کنار بیاید تا «پشتونستان» هم ایجاد شود تا اقوام پشتون افغانستان که خیلی نگران نژآد خود هستند، به این منطق کوچ کنند. از شمال غربی ایران فعلی یا همان گربه خودمان، قرار است هم جمهوری آذربایجان حالش را ببرد و سر ايران را به خود ملحق کند و هم این که بخش هایی به کردستان واگذار شود تا بالاخره کردها صاحب سرزمین خود شوند.
- اگر به دریای خزر خودمان در این نقشه نگاه کنید، می بینید که شاید دیگر سهمی از این دریا قرار باشد نبریم و یا این که سهمی در حدود سه درصد. من یا یاد حرف های منوچهر متکی، وزیر خارجه خودمان انداخت که گفته بود سهم سه درصدی. خاطره تلخی بود به هر حال.
- مرزهایی که با خاکستری کشیده شده، مرزهای پیشنهادی آقای لوییس است. مرزهای پررنگ تر، مرزهای فعلی هستند. در ادامه بذل و بخشش ها، می بینید که منطقه ای هم در جنوب ایران واگذار شده به نام «عربستان» که لفظ آن البته Arabistan است و با عربستان سعودی و یا Saudi Arabia متفاوت است. عربستان این جا، یعنی منطقه عرب نشین. در نتیجه در کل این قضیه خلیج فارس و جزایر و این ها همگی حل شده است و رفته است کنار.
نکته تر و یا جالب تر:
در کل این نقشه فقط مصر و عربستان سعودی دست نخورده باقی می مانند. جالب تر شد، نه؟
با این حساب از سمت راست که بیاییم، شرمنده پاکستان که باید دو منطقه را بدهد، یکی بشود بلوچستان و یکی پشتونستان. افغانستان که اصولا حرفی ندارد، شاید خوشحال هم بشود. ایران این وسط حلال همه مشکلات است، از یک باریکه می ماند وسط، از بالا می شود ترکمنستان بزرگ و آذربایجان بزرگ و از پایین می شود بلوچستان و عربستان. می رود عراق که دو منطقه شیعه و سنی می شود. همه هم خوش و خرم و خوشحال در کنار هم زندگی می کنیم و دیگر همه ملی گرایی و افراط گرایی و پان بازی و همه را هم می گذاریم کنار و می شویم حسابی متمدن و دوست داشتنی.
تاکید آمریکا بر نشان دادن جنگ عراق میان شیعه و سنی، تاکید بر تقویت عربستان سعودی و کشورهای عربی و خیلی از حرکت هایی که فعلا رسانه ایی هستند، شوخی نیست. اینجا می توانید نسخه بزرگتر این نقشه را ببینید.
پي نوشت: اينم سه لينک تکميلي:
http://www.theatlantic.com/doc/200801/goldberg-mideast
http://www.globalresearch.ca/index.php?context=viewArticle&code=NAZ20061116&articleId=3882
http://www.daanspeak.com/IranAttack03Eng.html
منبع:
thousanddots